فردا دیر است
امروز ۱۳ آبان و روز دانشآموز است. لازمه بازنگري اين روز، روشن كردن تعريف دانشآموز امروز، تفاوت آن با دانشآموز ديروز و ترسيم نيمرخ دانشآموز فرداست.
تصوير غالبي از دانشآموز مطلوب در نظام آموزشي ما، در برنامههاي درسي و نزد مدير و معلم فردي ساكت، مطيع و منفعل است. اين تصوير متناظر با نظام آموزشي متمركز و بسته است كه آموزش را جرياني يكطرفه و از بالا به پايين ميداند.
در اين سيستم مدير و معلم پادشاه و سلطان است و دانشآموزان رعايا و خادماني كه چيزي نميدانند و صلاح و ثواب خود را تشخيص نميدهند؛
بنابراين بايد پيوسته با دهاني باز، چشم به بالا بدوزند و منتظر فرمان باشند، نه حق انتخاب دارند و نه جرأت چون و چرا، نقد و نظر و سؤال و جواب به خود ميدهند.
در چنين نظامي حق مطلق با فرستنده اطلاعات است، او منابع و خوراكهاي فكري و اطلاعاتي را بهصورت واحد و يكپارچه براي همه علايق و سلايق از بالا تجويز ميكند و اميدوار است از رهگذر آموزشها و اطلاعات يكسان همه يك شكل شوند و يكجور بينديشند.
اما اكنون و در عصر اطلاعات و ارتباطات تغيير و تحولات اجتماعي و فرهنگي امكان تحقق چنين اهداف و انتظاراتي را اگر نگوييم بهكلي، تا حدود زيادي منتفي كرده است.
دانشآموز امروز موجودي منفعل و صرفاً مطيع نيست. به حقوق خود واقف است، از رهگذر دستاوردهاي عصر اطلاعات به دانش و مهارتهايي مجهز شده كه به او اجازه ميدهد با معلم و مدير بحث و مجادله كند، بهراحتي هر فرماني را بدون استدلال منطقي نپذيرد.
دانشآموز امروز علايق و نيازهاي متفاوتي دارد كه به او تمايز و تشخص ميبخشد و ميخواهد كه اين تفاوت و تمايز، علايق، نگرشها و سبكهاي زندگي از سوي مدرسه، مدير و معلم بهرسميت شناخته شود و مورد احترام قرار گيرد.
نيازهاي فكري و فرهنگي متنوع و متكثر دانشآموز امروز را بههيچوجه آموزشهاي يكسان و برنامهها و منابع واحد و يكدست نميتواند تأمين كند.
همچنين با شيوههاي يكطرفه و از بالا بههيچوجه نميتوان با دانشآموز امروز مواجه شد و بايد او را به مشاركت طلبيد و جريان ياددهي و يادگيري دوسويه را دنبال كرد.
امروز ديگر مدير و معلم پادشاه نيستند و آنها حداكثر كاري كه ميتوانند بكنند مديريت استعدادهاي دانشآموزان و كمك به كشف و خلق اطلاعات و دانش توسط آنهاست.
دانشآموز امروز تنها گوش شنوا نيست؛ او چيزهاي زيادي براي گفتن و يادگيري دارد. دانشآموز امروز پرسشگر، خلاق و فعال است و بهراحتي در برابر كمي و كاستيها و نواقص برنامههاي آموزشي ساكت نمينشيند، نقد ميكند و انتظار اصلاح و اقدام دارد.
اما همه آنچه گفته شد بخشي از ويژگيهاي دانشآموز امروز است؛ دانشآموز فردا چهرهاي بهمراتب فعالتر، خلاقتر، آگاهتر و نقادتر خواهد داشت.
حال اگر برنامه آموزشي، مدير و معلم با تصوير و تصور ديروز به سراغ دانشآموز امروز و فردا بروند، آنچه مسلم است شكاف و فاصله بين دانشآموز با نظام آموزشي عميقتر خواهد شد و محصول نظام آموزشي چندان تناسبي با اهداف قصد شده آن نخواهد داشت.
نشانههاي چنين مشكلي مدتهاست خودنمايي ميكند. راهحل آن تحول نظام آموزشي، مدير، معلم و برنامهها همپاي جامعه و دانشآموزان بهعنوان پيشگامان اين جريان متحول و رو به آينده است. اميد است چنين تحولي بهطور جد در دستور كار مسئولان قرار گيرد كه فردا خيلي دير است.
